الشيخ أبو الفتوح الرازي
313
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اگر گويند : زكريّا - عليه السلام - چرا منكر بود آن حال را پس از بشارت فرشتگان او را ، در وحى شكّ افتاد او را يا در قادرى خدا ؟ و اين روا نباشد بر پيغامبران ، يك جواب از اين آن است كه در اخبار آمد كه : جبريل اين حديث او را به مشافهه نگفت ، بل ندا كرد او را چنان كه او جبريل را نديد ، [ او ] ( 1 ) در آن انديشه بود ، شيطان او را وسوسه كرد و گفت : اين آواز ديوى است كه بر تو افسوس مىكند . او خواست تا كشف آن ( 2 ) حال كند ، نبينى كه در آيت به لفظ ندا گفت و به لفظ وحى نگفت . جواب ديگر آن است كه : او اصل اين حديث را منكر نبود ، و انّما استفهام از كيفيّت و شرح حال بود كه اين حال چگونه خواهد بودن ؟ خداى تعالى ما را جوان باز كند ، يا هم بر اين پيرى و عاقرى فرزند ( 3 ) خواهد دادن ، يا اين فرزند مرا از زنى ديگر خواهد بودن ، و اين قول هم قريب است به سداد [ 423 - ر ] ، و اين قول حسن بصرى و ابن كيسان است . * ( قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً ) * ، اى علامة ، بار خداى ( 4 ) مرا آيتى كن و علامتى ، كه من به آن ، وقت حمل اين زن بدانم تا در شكر و عبادت بيفزايم ، و اين وجهى دگر باشد در جواب سؤال كه كردند ، خداى تعالى گفت : * ( آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً ) * ، آيت و علامت تو آن است كه سه روز با مردم حديث نكنى الَّا به اشارت ، و به ذكر من و عبادت من مشغول باشى . و قولى ديگر آن است كه : سه روز زبانت از گفتار و حديث با مردمان بسته شود تا سخن نتوانى گفتن ، و قول اوّل درستتر است ، بارى آن كه گفت : * ( وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً ) * . و اگر زبانش از كلام بسته بودى ، ذكر خداى نتوانستى كردن ، امر نكردندى او را به ذكر خداى ، و اوليتر آن است كه قول دوم ( 5 ) را قوّت كنند و ترجيح دهند لقوله : * ( اجْعَلْ لِي آيَةً ) * ، و آيت بيّنت و معجزه باشد . و آن كه سخن نگويد به اختيار آيت نباشد ، و بيّنت و علامت را نشايد . امّا جواب از * ( اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً ) * ، آن باشد كه
--> ( 1 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . دب ، مب : اين . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : فرزندان . ( 4 ) . دب ، مب ، مر : بار خدايا . ( 5 ) . دب ، فق ، مب : دويم .